روانشناسی یا روانکاوی؛ مساله این است

روانشناسی یا روانکاوی؛ مساله این است

دیجی دارو کلمه روانکاوی از زمان زیگموند فروید تا به امروز دچار تغییر و تحول زیادی شده است. این نوع درمان در دنیای که قوانین رفتار درمانی شناختی در آن حکومت می‌کنند به حاشیه رانده شده اما به لطف رویکرد منحصر به فردی که در بعضی از بیماران بسیار تاثیرگذار بوده بازگشت شکوهمندی داشته است.

روانشناسی یک رشته اما روانکاوی یک تکنیک است. بر خلاف رفتار درمانی شناختی که رایج‌ترین کار روانشناسی است روانکاوی اعماق ناخودآگاه انسان را می جوید و بر آن تاثیر می گزارد.

فروید پدر روانکاوی است و با گذشت یک قرن از برخی نظریات تعجب بر انگیز او، اما به نظر می رسد امروزه روانکاوی مدرن، برپایه برخی نظریات خوب او پی ریزی شده.

جاناتان شدلر، درمانگر بالینی طی مقاله‌ای در وبسایت پایش انجمن روانشناسی آمریکا در روانشناسی درباره نظریه های فروید این گونه می‌نویسد: “رشد نظریه‌ی روانکاوی با فروید پایان نیافت، درست همان طور که فیزیک با نیوتون و روانشناسی رفتار با واتسون به فرجام نرسید.”

 

در این مقاله قصد داریم تا روانشناسی و روانکاوی را با یکدیگر مقایسه کنیم:

تفاوت روانشناس و روانکاو

روانشناسی یک رشته و روانکاوی یک تکنیک در این رشته است.درواقع همه روانکاو ها روانشناس نیستند و درواقع بعضی از آنها روانپزشک یا حتی مدد کار اجتماعی بالینی هستند.

اما روانشناس کسی است که دارای مدرک دکترا در رشته رولنشناسی بوده به صورت حرفه ای در حوزه سلامت روان فعالیت می کند.چون روانپزشک پزشک است می‌تواند دارو تجویز کند.

اهداف روانشناسان و روانکاوان

به صورت گسترده اهداف روانشناسان و روانکاوان یکسان است.درواقع هر دو برای بهتر شدن وضع زندگی مراجعین خود تلاش می کنند.

روانشناسان بالینی با ارائه راهکارها و روش هایی برای استفاده در زمان های ناگوار و یا تغییز و ترک افکار منفی و ارائه توصیه هایی برای برقراری ارتباط با بقیه، طرز فکر بیمار درباره زندگی خودشان را شکل می دهند.

از طرفی دیگر روانکاوان قصد کمک به بیماران با کاوش ارتباط آن‌‌ها با خودشان را دارند تا به درک بهتری از افکار، احساسات و تمایلات خود برسند.

روانکاوی مؤثرتر است یا روانشناسی؟

علم امروز برای این پرسش جواب قطعی ندارد اما نتایج بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. هر دو مزایا و معایب خودشان را دارند و نیازها و شخصیت بیمار در این که کدامیک مؤثرتر است نقش مهم‌تری ایفا می‌نماید. در حالی که تحقیقات نشان می‌دهد روانکاوی شاید در درمان افسردگی، ارتقای سلامت روان و کاهش اضطراب بهتر از رفتار درمانی شناختی باشد اما شما می‌توانید مطالعات دیگری را ببینید که می‌گویند نوع درمان زیاد مهم نیست؛ چون تمام درمان‌های به جا برای بیماری‌هایی نظیر افسردگی اثربخشی یکسانی دارند.

اگر شما تصمیم گرفته‌اید تا روانکاو یا روانشناس بشوید، احتمالا چیزهایی درمورد نبرد تراپی‌ها شنیده‌اید اما همانطور که اولیور بورکمان در گاردین نوشته است، چنین چیزی تأثیر چندانی در این زمینه ندارد. هر درمانگری یک رویکرد ترجیحی دارد اما همه‌ی آن‌ها می‌خواهند تا به مردم کمک کنند بیشترین بهره را از زندگی خود ببرند.

انتهای پیام/

روژان فرهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

WeCreativez WhatsApp Support
پشتیبانی مشتریان ما آماده پاسخگویی به سوالات شما عزیزان می باشد
سلام، چطور میتونم کمکتون کنم؟